الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
118
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
بميراند تا از عذاب برهيم ، جواب دهد : شما در اين عذاب هميشه خواهيد بود . كَلَّا لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ * وَ ما أَدْراكَ مَا الْحُطَمَةُ * نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ * الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ * إِنَّها عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ * فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ ؛ « 1 » چنين نيست ، بلكه محققا به آتش دوزخ سوزان درافتد ؛ آتشى كه چگونه تصور سختى آن توانى كرد . آن آتش را ( خشم ) خدا برافروخته ، شرارهء آن بر دلهاى كافران شعلهور است ، آتشى كه بر آنها از هرسو سخت احاطه كرده و مانند ستونهاى بلند زبانه كشيده است . در تفسير قمى آمده : هرگاه آتش چون ستونهاى بلند زبانه كشد ، بخورد به خدا سوگند پوست بدنها را . « 2 » خداترسى حضرت يحيى عليه السّلام در عرائس ثعلبى آمده : حضرت زكريا عليه السّلام چنان بود كه هرگاه مىخواست بنى اسرائيل را موعظه كند به راست و چپ خود مىنگريست پس اگر يحيى عليه السّلام را مىديد سخن از بهشت و دوزخ نمىگفت . يك روز كه مشغول وعظ بنى اسرائيل بود ، يحيى عليه السّلام آمد ، درحالىكه عبايى بر سر خود پيچانده بود ، در وسط جمعيّت نشست . زكريا به عادت معمول نگاه به راست و چپ انداخت و چون او را نديد گفت : حديث كرد مرا جبرئيل از خداى عزّ و جلّ ، كه در دوزخ كوهى است به نام « سكران » ( مست ) ، و در وسط آن درّهاى به نام « غضبان » كه براى غضب خداى رحمان آفريده شده است و در آن چاهى است كه عمق آن صد سال راه است و در ميان آن تابوتهايى از آتش است كه در ميان آنها صندوقهايى از آتش ، و پيراهنهايى از آتش ، و غلها از آتش . در اين موقع يحيى عليه السّلام سربلند كرده فرياد برآورد : و اغفلتاه ! از سكران ، و از غضب رحمان ، و آنگاه حيرتزده و سرگشته از مجلس بيرون شد . « 3 »
--> ( 1 ) . همزه ( 104 ) آيات 4 - 9 . ( 2 ) . ج 2 ، ص 442 . ( 3 ) . عرائس ، ص 519 .